شمارهٔ ۱۱۹
ط طبیب اصفهانی
0
Altın Yaprak
چه خونها در دل ایام کردیم
که صبحی را بمستی شام کردیم
چه می بود آن که تا در جام کردیم
وداع ننگ و ترک نام کردیم
مسلمانان درین مدت چرا گوش
بحرف زاهد خود کام کردیم
شکایت نیست ما را هیچ از غیر
که ما خود خویش را بدنام کردیم
هزاران شکر کز دلهای غمناک
غمی در یوزه دردی وام کردیم
بمرغان اسیر از ما بشارت
که طرح آشیان در دام کردیم
از آن از دیده خوبان فتادیم
که در پاس وفا ابرام کردیم
طبیب از ما که می گوید به مستان
که ما عهد نوی با جام کردیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş