شمارهٔ ۶۸
ط طبیب اصفهانی
0
Altın Yaprak
گفتی که با دلت غم هجران چه می کند
باد خزان ببین به گلستان چه می کند
منعم کنی ز گریه خونین و با دلم
آگه نیی که کاوش مژگان چه می کند
از دامن وصال تو دستی که کوته است
ای وای اگر رسد به گریبان چه می کند
آن بلبلی که کنج غمی همچو دام یافت
این یک دو روزه سیر گلستان چه می کند
دامن کشان چو بگذری از خاک کشتگان
نظاره کن که خون شهیدان چه می کند
سیمین تنی که خنده زند بر صفای صبح
در حیرتم که گل به گریبان چه می کند
تا کی طبیب تهمت نظاره می کشی
با حسن یار دیده حیران چه می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş