شمارهٔ ۴۶
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
زور می خواهد شکستن شیشه نشکسته را
کی به جانان می رسد آیینه در پاکیزگی
گر به آب خضر می شوید تن ناشسته را
وا نشد بند قبایش از گریبان گل بچین
می توان از رخنه دیدن گلشن در بسته را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş