شمارهٔ ۸۱
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
ناصح از پند تو بیزارم چه می گویی مرا
می کند حرف تو آزارم چه می گویی مرا
گفتی از دست محبت می شود حالت خراب
من خراب از دست این کارم چه می گویی مرا
می کنی عیبم که پیشت سبحه و سجاده نیست
از پی ناقوس و زنارم چه می گویی مرا
چند گویی هر نفس بر گرد خال او مگرد
تا بود آن نقطه پرگارم چه می گویی مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş