شمارهٔ ۱۱۸
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
هر کرا زلف عنبرین باشد
مار در گنج او قرین باشد
هست کیوان غلام هندویت
گرچه در چرخ هفتمین باشد
توسن عمر بنده را ز ازل
داغ های تو بر سرین باشد
ماه در پیش خرمن حسنت
همچو خورشید خوشه چین باشد
حقه های عقیق لعل لبت
خاتم حسن را نگین باشد
انگبین را به نزد گفتارت
نسبت زهر و انگبین باشد
سرو در پیش قد دلجویت
از حیا مایل زمین باشد
گفتمش مردم از غمت گفتا
عشق ما را نتیجه این باشد
جز خیالت به خاطر طغرل
نیست چیزی که همنشین باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş