شمارهٔ ۱۵۵
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
حلقه زلف تو از بند نجاتم ندهد
جانب کوی تو خواهم که کنم پروازی
شهپر بال رسایی به قناتم ندهد
وه که اموال جمالت به نصاب است کنون
لعل جان بخش تو یک بوسه زکاتم ندهد
من به اغیار تو هر لحظه به جنگ و جدلم
لیک ترسم که خلاصی ز جهاتم ندهد
شکر یادت کنم امروز که اقبال مرا
به حریم حرمت گر درجاتم ندهد
دل به زلف تو گرو دادم و بخت بد من
در غم عشق تو جز صبر و ثباتم ندهد
من که در مهره سوداش فتادم طغرل
ترسم از کشتی آن رخ که به ماتم ندهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş