شمارهٔ ۶
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
نزهت کویت برد رونق گلزار را
شهره حسنت درد پرده اسرار را
زخم فراق تو را هیچ به غیر از اجل
چاره نباشد دگر بنده ناچار را
بیند اگر برهمن طره شبرنگ تو
از خم زلفت کند حلقه زنار را
نغمه شوقت کند پرده مضراب غم
از بم و زیر جنون زیر و بم تار را
مسند کوی تراست رتبه اورنگ جم
کرد قضا قسمتم سایه دیوار را
مردنم از رشک به باد صبا گر کند
محرم خاک درت دیده اغیار را
باد تو را آفرین طغرل رنگین سخن
بلبل گویا تویی گلشن اشعار را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş