شمارهٔ ۸۰
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
دلبرم پر پرجفا افتاده است
دور ز آیین وفا افتاده است
بر دلم از ناوک بی باک او
صد هزاران زخم ها افتاده است
در ره عشقش چو من بسیار کس
از گرفتاری ز پا افتاده است
در هوای وصلش از دور الست
بر سرم این ماجرا افتاده است
زاهدا از قسمت روز ازل
مغ مرا مسجد تو را افتاده است
قرعه دریاکشی با نام من
از خط کلک قضا افتاده است
طغرل از زیر و بم اشعار تو
ساز مضمون در صدا افتاده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş