شمارهٔ ۲۱ - آب فرات
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
آی آب فرات از چه گل آلود روانی
شرمنده مگر از عطش تشنه لبانی
خوش طمع تر از شربت قندی تو از آن رو
همسایه تو با مدفن شیرین دهنانی
کوثر به جنان است و تو در کرب و بلایی
بهتر ز جنان کرب و بلا تو به از آنی
چون ریخته در پای تو خون شه عطشان
دانم به یقن سرخ و گل آلود از آنی
پهلوی تو شد سینه فرزند نبی چاک
زان روست که با سینه به هر سمت روانی
تو مهریه فاطمه ام النقبابی
از سایر انهار تو مشهور جهانی
دردا که نکرد از تو لبی سبط نبی تر
جان داد و ندادش ز ستم شمر امانی
ترکی به تو عاشق بود ای آب روان بخش
شک نیست که معشوق به صاحب نظرانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş