شمارهٔ ۱۲۴ - بهای بوسه
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
گر بدین سان کنی تو جلوه گری
دل خلقی به جلوه ای ببری
پرده از رخ اگر براندازی
پرده صبر عاشقان بدری
مادر روزگار کی زاید
بعد از این چون تو نازنین پسری
نیست چیزی عزیزتر از چشم
تو زچشمان من عزیزتری
نمک عشق تو کند کورم
گر گزینم به جای تو دگری
به تنم جان رفته باز آید
بر مزارم اگر کنی گذری
نظری کن به سوی من که بری
زنگ غم از دلم به یک نظری
آه سوزنده تر از آتش من
نکند در تو گل بدن اثری
پرسشی کن ز چشم بیمارت
اگر از حال من تو بی خبری
جان ترکی بهای بوسه توست
گرچه باشد بهای مختصری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş