شمارهٔ ۴۱ - قلزم خون
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
کیست این کشته که در لجه خون غوطه ور است
تن پاکش به زمین سر به سنان جلوه گر است
کیست این مهر درخشنده و غلطیده به خون
کز ستاره به تنش زخم سنان بیشتر است
کیست این کشته که بی غسل و کفن خفته به خاک
لاله سان بر جگرش داغ ز مرگ پسر است
کیست این کشته که راسش به سر نوک سنان
از عطش لعل لبش خشک ولی دیده تر است
کیست این کشته که افتاده به میدان بلا
همچو ماهی به دل قلزم خون غوطه ور است
کیست این کشته که در کوفه سر انور او
گاه پنهان به تنور است و گهی بر شجر است
کیست این کشته آغشته به خون در مقتل
که به سوز عطش افتاده به جانش شرر است
کیست این کشته که در ماتم او زینب را
اشک بر صفحه رخسار روان چون گهر است
کیست این کشته عریان که به هر انجمنی
از غمش ترکی بی برگ و نوا نوحه گر است
به اله این کشته مجروح حسین است حسین
این به خون غرقه مذبوح حسین است حسین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş