شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
جان چه باشد که نثار ره جانان نکنم
تا رخ و زلف و خط یار مرا در نظر است
التفاتی به گل و سنبل و ریحان نکنم
تا مرا موعظه پیر مغان در گوش است
گوش بر موعظه واعظ نادان نکنم
گرچه از دیدن خوبان تن و جان در تعب است
حیف باشد که نظر بر رخ خوبان نکنم
مطرب ار این غزل از گفته ترکی خوان
گوش بر زمزمه مرغ خوش الحان نکنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş