شمارهٔ ۱۱۲
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
با نازکی حسن تو کی تاب حجاب است
برروی تو افروختن چهره نقاب است
از آتش آن چهره دل سنگ گدازد
تا دیده ترا خانه آیینه خراب است
لبریز طراوت شده از بس گل رویت
دیوار چمن تا مژه خار در آب است
سیلاب شود بسکه تراود ز تو خوبی
زین واقعه دارد خبر آن دل که خراب است
دیدن رخش و چاک بدامن نرساندن
واعظ بده انصاف که در بند نقاب است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş