بخش ۴۳ - صفت حکاک
و وحیدالزمان قزوینی
0
Altın Yaprak
حکاک نظر به سویم افکند
مانند نگین دل مرا کند
از دیدن روی آن جفا کیش
دل کنده شدم ز هستی خویش
آن طفل ز بس که شرمگین است
چون گل رنگش نگین نگین است
خشکیده از آن نگار موزون
مانند عقیق در تنم خون
مانند نگین ازان گل اندام
هر گم نامیست صاحب نام
خورد است دل اسیر بیتاب
از جوی خط عقیق او آب
این باغ شکفته است بی نم
همچون گل و برگ نقش خاتم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş