بخش ۱۰ - خطاب دستور با ملک زاده
س سعدالدین وراوینی
0
Altın Yaprak
چون دستور از ملک زاده فیض فتح الباب بیان بدید و فصل الخطاب کلام او بشنید دانست که ترازوی امتحان یکرم الرجل اویهان زبانه رجحان سوی ملک زاده خواهد گردانید زبانه از آتش عذاب درونش بر عذبه زبان زد و گفت ملک زاده مغالبت در سخن بمبالغت رسانید و مکاشحت او بمکافحت انجامید و پندارد که سبب اغماض بر عثرات مهذرات او مهارت هنر و غزارت دانش اوست بلک شکوه و حشمت شهریار و اجتناب از مواقع سوء الادب مهر خاموشی بر زبان می نهد و گفته اند قوی حالی که جرأتش نیست و خوب رویی که ملاحت ندارد و شجاعی که با خصم نیاویزد و توانگری که جود نورزد و دانایی که مقام تحرز نشناسد و صاحب نسبی که بحسب فرهنگ آراسته نباشد بهیچ کار نیاید
فأخلاقهم بالمخزیات رهاین
و اعراضهم للمردیات حصاید
تقهقر عن نیل المعالی خطاهم
فسیان ساع للمعالی و قاعد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş