بخش ۲ - مفاوضهٔ ملک زاده با دستور

س سعدالدین وراوینی
0 Altın Yaprak
روز دیگر که شاه سیارات علم بر بام این طارم چهارم زد و مهره ثوابت ازین نطع ازرق باز چیدند شاه در سراچه خلوت بنشست مثال داد تا چند معتبر از کفات و دهات ملک که هر یک فرزانه زمانه خویش بودند با ملک زاده و وزیر بحضرت آمدند و انجمنی چنانک وزیر خواست بساختند ملک مرزبان را گفت ای برادر هرچ تو گویی خلاصه نیک اندیشی و نقاوه حفاوت و مهربانی باشد و الا از فرط مماحضت و مخالصت آن را صورتی نتوان کرد اکنون از هرچ داعیه مصلحت املا می کند اوعیه ضمیر بباید پرداخت گفتنی گفته و در حکمت سفته او لیتر ملک زاده آغاز سخن کرد و بلفظی چرب تر از زبان فصیحان و عبارتی شیرین تر از خلق کریمان حق دعای شاه و ثنای حضرت بارگاه برعایت رسانید بکلام لو ان للدهر سمعا مال من حسنه الی الإصفاء و گفت اکنون که تمکین سخن گفتن فرمودی حسن استماع مبذول فرمای که لوایم نصح ملایم طبع انسانی نیست لقد ابلغتکم رساله ربی و نصحت لکم و لکن لا تحبون الناصحین شکوفه گفتار اگرچه برگ لطیف برآرد چون بصبای صدق اصفا پرورده نگردد ثمره کردار ازو چشم نتوان داشت اذا لم یعن قول النصیح قبول فان تعاریض الکلام فضول بدان ای پادشاه که پاکیزه ترین گوهری که از عالم وحدت با مرکبات عناصر پیوند گرفت خردست و بزرگتر نتیجه از نتایج خرد خلق نیکوست و اشرف موجودات را بدین خطاب شرف اختصاص می بخشد و از بزرگی آن حکایت میکند و إنک لعلی خلق عظیم خلق نیکوست که از فضیلت آن بفوز سعادت ابدی وسیلت توان ساخت و نیازمندترین خلایق بخلیقت پسندیده و گوهر پاکیزه پادشاهانند که پادشاه چون نیکوخوی بود جز طریق عدل و راستی که از مقتضیات اوست نسپرد و الا سنت محبوب و شرعت مرغوب ننهد و چون انتهاج سیرت او برین منهاج باشد زیردستان و رعایا در اطراف و زوایای ملک جملگی در کنف امن و سلامت آسوده مانند و کافه خلایق باخلاق او متخلق شوند تا طوعا اوکرها خوفا او طمعا با یکدیگر رسم انصاف و شیوه حق نگاهدارند و اختلاف و تنافی که طبایع آدمی زاد را انطباع بر آن داده اند باتفاق و تصافی متبدل گردد و بدانک از عادات پادشاه آنچ نکوهیده ترست یکی سفلگیست که سفله بحق گزاری هیچ نیکوکاری نرسد و خود را در میان خلق بسروری نرساند اترجو ان تسود و لست تغنی و کیف یسود ذو الدعه البخیل دوم اسراف در بذل مال که او بحقیقت بندگان خدای را نگهبان اموالست و تصرف در مال خود باندازه شاید کرد فخاصه در مال دیگران و جمال این سخن را نص کلام ار منصه صدق جلوه گری میکند آنجا که میفرماید و لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین و حدیث لا خیر فی السرف خود در شهرت بقمامیست که بتذکار و تکرار آن حاجت نیاید و پادشاه نشاید که بی تأمل و تثبت فرمان دهد که امضاء فرمان او بنازله قضا ماند که چون از آسمان بزمین آمد مرد آن بهیچ وجه نتوان اندیشید و اشارت پادشاه بی مقدمات تدبیر چون تیر تقدیر بود که از قبضه مشیت بیرون رود بهیچ سپر عصمت دفع آن ممکن نگردد و عاقبه الامر در عهده غرامت عقل بماند و بزبان ندامت میگوید و لو کنت أعلم الغیب لاستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء و نباید که از نصیحت ابا کند و از ناصحان نفور شود تا چون بیماری نباشد که بوقت عدول مزاج از نقطه اعتدال شربت تلخ از دست طبیب حاذق باز نخورد تا مذاق حال او بآخر از دریافت شربت صحت باز ماندو باید که فضای عرصه همت چنان دارد که قضای جمله حوایج ملک هنگام اضطرار و اختیار درو گنجد تا اگر سببی فرا رسد و حاجتی پیش آید که از بهرصلاح کلی مالی وافر انفاق باید کرد دست منع پیش خاطر خویش نیارد و من چون صحیفه احوال تو مطالعه کردم قاعده ملک تو مختل یافتم و قضیه عدل مهمل دیدم گماشتگان تو در اضاعت مال رعیت دست باشاعت جور گشاده اند و پای از حد مقدار خویش بیرون نهاده بازار خردمندان کاردان کساد یافته و کار زیردستان بعیث و فساد زیردستان زیر و زبر گشته با خود گفتم زشت زشتست در ولایت شاه گرگ بر تخت و یوسف اندر چاه بد شود تن چو دل تباه شود ظلم لشکر ز جور شاه شود و این شیوه از نسقی که نیاگان تو نهاده اند دوردست و از اصل پاک و محتد شریف و منبت کریم تو بهیچوجه سزاوار نیست و ان الظلم من کل قبیح و أقبح ما یکون من النبیه تا امروز خاموش می بودم که گفته اند با ملوک سخن ناپرسیده مگو و کار ایشان نافرموده مکن امروز که اشارت شاه بر آن جمله یافتم آنچ دانم بگویم و هذا غیض من فیض و از عهده حق خویش اعنی برادری که ورای همه حقوقست بعضی تفصی نمودم چه گفته اند آنچ بشمشیر نتوان برید عقده خویشیست و آنچ از زمانه بدل آن بهیچ علق نفیس نتوان یافت علقه برادریست چنانک آن زن هنبوی نام گفت شاه گفت چون بود آن داستان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.