در ملک اردشیر و دانایِ مهران به

س سعدالدین وراوینی
0 Altın Yaprak
ملک زاده گفت شنیدم که شاه اردشیر که بر قدماء ملوک و عظماء سلاطین بخصایص عدل و احسان متقدم بود و مادر روزگار بفرزانگی او فرزندی نزاد دختری داشت چنان پاکیزه پیکر که هرک در بشره او نگاه کردی ما هذا بشرا بر زبان راندی و هرک لحظهکرشمه الحاظ او بدیدی افسحر هذا برخواندی صورتی که مثل آن بر تخته مخیله نقش نتوان کرد جمالی که نظر در آینه تصور نظیر آن نبیند روانش خرد بود و تن جان پاک تو گویی که بهره ندارد ز خاک رخش همچو باغی در اردیبهشت ببالای او سرو دهقان نکشت ماه رویی که آفتاب از روزن ایوانش دزدیده بنظاره او آمدی و زحل پاسبانی سراپرده عصمت او کردی جز دست شانه بزلفش نرسیده بود و جز چشم آینه جمالش ندیده هنوز درج بلورینش مهر عذرت داشت و عذار سیمینش نقاب صیانت غزال له مرعی من القلب مخصب و ظل صفیق الجانبین ظلیل فکالشمس تغشی الناظرین بنورها و لیس إلیها للأکف سبیل چون بمرتبه بلوغ رسید اشراف ملوک را از اطراف جهان بخطبت او جواذب رغبت در کار آمد و گوشه مقنعه او سایه بر هیچ کله داری نمی انداخت تا روزگاری دراز برآمدع والبیض قد عنست و طال جراؤها روزی شاه گفت ای دختر دانی که شوی آرایش زنانست و صوان حال و پیرایه روزگار ایشان و اگرچ تو فخر امهات و آبایی از شوهر ابا کردن و تأنق و تأبی زیادت نمودن درین باب از صواب دور می نماید و طول المکث دختران در خانه پدران بدان آب زلال مشبهست که در آبگیر زیاده از عادت بماند ناچار رایحه آن از نتنی خالی نباشد و صاحب شریعت که در مغبه حال آفت آن بشناخت مرک را بحال ایشان لایق تر از زندگانی شمرد و گفت صلوات الله و سلامه علیه نعم الختن القبر و نغز گفت آنک گفت کرا در پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بد اختر بود اولیتر آنست که رضا دهی تا ترا بفلان پادشاه زاده دهم که کفاءت حسب و نسب دارد و خاطر از اندیشه تو فارغ گردانم دختر گفت البنات محن و البنون نعم فالمحن مثاب علیها والنعم مسیول عنها پسران نعمت اند و نعمت این جهانی سبب حساب و بازخواست باشد و دختران محنت اند و محنت این جهانی مظنه مغفرت و ثواب و پدران را بر آن صبر کردن و با سختی آن ساختن من حیث العقل والشرع لازمست و امعان نظر در دادن دختر بشوهر و گزیدن داماد شرط و حق ولایت و اجبار که پدران را اثبات فرمود هم بجهت کمال شفقت پدری و فرزندی دان که بر احتیاط و استقصا در طلب مصالح دختران باعث بود و شوهر که نه در خورد زن باشد ناکرده اولیتر و فرزند نه روزبه زاید نابوده بهتر اگر کفاءت بملک و مال میجویی از کفایت دورست بهم کفوی من کسی شاید که آنچ او دارد در جهان زوال نبیند و نقصان نپذیرد که مال اگرچ بسیار باشد اینجا در معرض تلفست و بر گذار سیل حادث و وارث و آنجا از ثمره منفعت خالی و نسب اینجا بی ضمیمه حسب خود در حساب عقل نیاید و آنجا از فایده اعتبار معطل فلا انساب بینهم یومیذ شهریار گفت تو ملک زاده جفت تو از فرزندان ملوک شاید ع و حسن اللآلی فی النظام ازدواجها دختر گفت پادشاه کسی بود که بر خود و غیر خود فرمان دهد ملک گفت آنک این صفت دارد کیست دختر گفت آنک آزو خشم را زیر پای عقل مالیده دارد بر خود فرمان دهست و آنک از عیب جستن دیگران اعراض کند تا عیب او نجویند بر خود و بر غیر خود فرمان دهست پس ملک در طلب چنین مردی روزگار دراز متفحص میبود تا نشان دادند که شخصی مستجمع این خصال و متحلی بدین خصایص از زخارف دنیا اعراض کرده و عرض خود را از رذایل اوصافی که در نظر حکمت تا خوب نماید صیانت داده و بضاعت دانش را سرمایه سعادت ساخته نام او دانای مهران به بفلان شهر مقیمست رای ملک و دختر بر آن قرار گرفت که او را بدان شخص دهند کس بدو فرستاد و این تراضی از جانبین حاصل آمد خطبه کاوین بخواندند و دختر را از حجره صون و عفاف بحجله زفاف شوهر فرستادند چون روزی چند برآمد ملک از حال دختر و داماد بحث کرد و از محاسن و مقابح خلق و خلق شوهر یک بیک پرسید بحقیقت بدانست که مقارنه ایشان از تثلیث سعدین مسعودتر بود و از اتصال نیرین باوج و شرف محمودتر و طعم وفاق هر دو عند ذواق العسیله بر مذاق یکدیگر افتادست و روزگار از آن موافقت و مطابقت وافق شن طبقه برایشان خوانده روزی اردشیر بحکم تقاضای مهر فرزندی و پیوند پدری برخاست و بخانه دختر شد و ازو بپرسید که با شوهر چگونه میسازی و طریق تعیش در میانه برضای یکدیگر مقرون هست یا نی دختر گفت من بهر آنچ از اخلاق و عادات او مشاهدت میکنم راضی ام هیچ نفرتی و نبوتی ازونیست الا از آنچ خوردنی و پوشیدنی و گستردنی همه در یکجای می نهد و آن از ترتیب و صواب دور می نماید شاه گفت اگر من از وی التماس کنم که این رسم نامعهود بگذارد شاید دختر گفت بلی

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.