شمارهٔ ۹۵۰
آ آشفتهٔ شیرازی
0
Altın Yaprak
مطرب از راستی نوا سر کن
شور عشاق را فزون تر کن
چند در پرده عراق و حجاز
ره قانون عشق یکسر کن
یک دو بیتی بگو ز ترک و دو گاه
چنگ در چنگ عود و مزمر کن
تو به نوروز ای مسیحا دم
نقش دل مردگان مصور کن
دم منصوری از خجسته بزن
از چنین نغمه ها مکرر کن
زنگ غم را ببر ز زنگوله
از رهاوی تو مویه ای سر کن
حور و غلمان غلام ساقی دور
بزم را رشک خلد و کوثر کن
پارسی گوی ترک شیرین لب
شعر آشفته را تو از بر کن
محفل انس چون بیارانید
خیز مستانه مدح حیدر کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş