بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
در مصافی پادشاه حق شناس
یافت از خیل اسیران بی قیاس
با وزیر خویشتن گفت ای وزیر
چیست رای تو درین مشتی اسیر
گفت چون دادت خدای دادگر
آنچه بودت دوستر یعنی ظفر
آنچه آن حق دوستر دارد مدام
تو بکن آن نیز یعنی عفو عام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş