بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
صوفیی میرفت و جانی پرغمش
پای بازی زد قفایی محکمش
چون قفای سخت خورد آنجایگاه
کرد آن صوفی مگر از پس نگاه
مرد گفت از چه ز پس نگرنده
کاینت باید خورد تا تو زنده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş