بخش ۱ - المقاله التاسعه
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
بدان ای پاک دین گر پاک آیی
که آن ساعت که زیر خاک آیی
قدم بیرون نهی از کوی دنیا
نبینی نیز هرگز روی دنیا
چو رفتی رفتی از دنیا و رفتی
دگر هرگز به دنیا در نیفتی
به عقبی بارگاهی یابی از نور
بپوشی حله و در بر کشی حور
وگر آلایشی داری ز کاری
در آلایش بمانی روزگاری
همه شرکت حواس تست در راه
همه ابلیس و همت دیو بدخواه
همه مرگ تو خوی ناخوش تست
همه خشمت به دوزخ آتش تست
هر آنگه کز جهان رفتی تو بیرون
نخواهد بود حالت از دو بیرون
اگر آلوده ای پالوده گردی
وگر پالوده ای آسوده گردی
چو تو آلوده باشی و گنهکار
کنندت در نهاد خود گرفتار
وگر پالوده دل باشی تو در راه
فشانان دست بخرامی به درگاه
فراز عیش و شیب و جاه با توست
بهشت و دوزخت همراه با توست
همی تا تو چگونه رفت خواهی
درین ره بر چه پهلو خفت خواهی
اگر در پرده ای در پرده باشی
در آن چیزی که در وی مرده باشی
نمیرد هیچ بینادل سفیهی
نخیزد هیچ کناسی فقیهی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş