شمارهٔ ۲۶
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت هر دمم میسوزند
پیوسته ز سر تا قدمم میسوزند
چون گریه و دلسوزی من میبینند
زان فایدهای نیست همم میسوزند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş