شمارهٔ ۳۲
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
زان روی که در روی تو چشمم نگریست
از گریه من مردم چشمم بنزیست
جان بر سر آتش است و دل بر سر آب
از بس که دلم بسوخت و چشمم بگریست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş