شمارهٔ ۴۰
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
درداکه قرار از دل سرمستم رفت
خون شد دلم و امید پیوستم رفت
بر بوی وصال او نشستم عمری
او دست نداد و جمله از دستم رفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş