شمارهٔ ۲۰۰
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
به یک ایما همان که می دانی
برد از ما همان که می دانی
عارضت از بهار خط چمن است
چمن آرا همان که می دانی
شمع تو ما همین که می بینی
سرو تو ما همان که می دانی
رخت امشب ز حسن روز افزون
ماه و فردا همان که می دانی
یوسف من تو بردی از من دل
وز زلیخا همان که می دانی
از پس پرده گر نماید صبح
روی زیبا همان که می دانی
آیدش بر فراز بام سپهر
به تماشا همان که می دانی
بر سر نعشم آمدند آذر
همه الا همان که می دانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş