شمارهٔ ۲۰۷
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
چند روزی شد که از من بی سبب رنجیده ای
بهر قتلم با رقیبان مصلحت ها دیده ای
خجلتی داری به سوی من نمی بینی مگر
اینکه با خود دشمنت فهمیده ام فهمیده ای
تا نماند از تو امیدی مرا از غیر هم
چند روزی از برای مصلحت رنجیده ای
از محبت نیست مقصودت فریب مردم است
اینکه احوال مرا از دیگران پرسیده ای
غیر آذر کز سموم دوریت در دوزخ است
هر شهیدی را که می بینیم آمرزیده ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş