شمارهٔ ۲۰۶
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
کاکل عنبرین نهان زیر کلاه کرده ای
روز هزار کس چو من تار و سیاه کرده ای
گرد رخ ز ماه به داده به زلف چون زره
تاب و زرشک خون گره در دل ماه کرده ای
تا ز کنارم از جفا رفته ای ای پسر مرا
گوش به در نشانده ای چشم به راه کرده ای
کشتن بی گنه اگر نیست گنه به مذهبت
در همه عمر جان من پس چه گناه کرده ای
راز دلم به دوستان شکوه من به دشمنان
گفته و آه گفته ای کرده و آه کرده ای
حیله دلبری است این کآذر بی گناه را
کشته و خود به تعزیت جامه سیاه کرده ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş