شمارهٔ ۳۳
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
آذر که مدام شکوه از خوی تو داشت
جان داد و ز جان شوق سری تو داشت
غافل مشو از زیارتش کآن مسکین
میمرد و بدل آرزوی روی تو داشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş