بخش ۱۹ - در فایدهٔ علوم
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
علم از بهر چیست ای استاد
تاکه گیتی شود به علم آباد
علم بهر خیالبافی نیست
کار دانش بدین گزافی نیست
باید از علم سود برخیزد
چون درختی کز او ثمر خیزد
هرکه از علم بهره ورگردد
مایه ی راحت بشر گردد
گرچه علم تو پیچ در پیچ است
چون نپیوست با عمل هیچ است
عملت نیز اگر نداشت ثمر
هست چون علم بی عمل ابتر
عالم بی ثمر دغل باشد
راست چون علم بی عمل باشد
پس تو ای مرد ذوفنون اجل
داد هر علم چون دهی به عمل
ور به یک فن عمل کنی کم و بیش
آن دگرها چه می کشی با خویش
آن که را خنگ راهوار بود
از جنیبت کشیش عار بود
ورنمایی عمل به جمله علوم
لقبت نیست جز جهول و ظلوم
گرتو علم از برای آن خواهی
که بدان قدر دوستان کاهی
اندر آیی به حلقه فضلا
بنشینی به صدر عز و علا
لب گشایی و گفتن آغازی
اصطلاحی دو سه بیان سازی
مرد یک فن نشسته خامش و پست
تو ز شاخی به شاخه ای زده دست
با همه علم ها برآیی راست
جز به علمی که اوستاش آنجاست
گر درآیی به محفل علما
ویژگان علوم ارض و سما
هریکی خاص گشته در هنری
یافته از رموز آن خبری
مانی آنجای همچو خر بوحل
ننهندت به قدر پشه محل
پیش نادان مثل به دانایی
پیش دانا مثل به کانایی
تو به کاری نیایی ای مسکین
بهتر از تست مرد سرگین چین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş