شمارهٔ ۱۰
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
حیف از آن دیده که آماده خوابست امشب
قمرا پرده برافکن که ز شرم رخ تو
چهره ماه فلک زیر نقابست امشب
نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع
چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب
با دل سوخته پروانه به شمعی می گفت
دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب
چون بهار انده فردا مخور و باده بخور
که همین یک نفس از عمر حسابست امشب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş