شمارهٔ ۶۶ - نقش فردوسی
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
پژوهندگی را سپیده دمان
فرشته به خاک آمد از آسمان
بدانگه که مردم به خواب اندر است
دل دیو ریمن به تاب اندر است
بدانگه که یکسر غنوده است هوش
گشاده در دل به روی سروش
فرشته درآمد چراغی به مشت
روان شد به دعوتگه زردهشت
به ایران زمین جستن اندر گرفت
پژوهیدن هر دلی سر گرفت
هرآن دل که دیوان در آن خفته دید
فرشته از آنجای دم درکشید
به هر دل که بد پاک کشتن گرفت
در آن هرچه دید آن نبشتن گرفت
از آن ییش کاین تیره پهنای خاک
شود چون دل پارسا تابناک
از آن پیش کز قعر دربای قار
کشد دیو خمیازه نابکار
سوی آسمان شد سروش بلند
بدست اندرش نامه ای دلپسند
ز هر دل در آن داستانی زده
فرشته برآن ترجمانی شده
به هر دل دگر نقش دیدار بود
به هر نقش رنگی دگر یار بود
بجز یاد فردوسی پاک رای
که در هر دلی داشت نقشی بجای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş