شمارهٔ ۱۲
س سلطان باهو
0
Altın Yaprak
پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
زانکه شیوه دوستی جز دوستان مردن خطاست
یار را باید که خون ریزد به پیش دوستان
تابزیر چشم بیند یار کین یار مراست
غیر هرگز نیست باهو در جهان جمله که اوست
این حقیقت راس را جز دوستان فهم کراست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş