شمارهٔ ۱۳
س سلطان باهو
0
Altın Yaprak
صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
این راه باصفاست ولی جز جفا کجاست
مقصود از جفاست خلاصی ز ما و من
جز ما و من خلاص شدن راه صفا کجاست
گر دلق فقر را تو به پوشی چه میشود
آن لایق تو سیرت درویشی را کجاست
وین پوشش تو دلق همه خودنمایی است
جاییکه خود نمایی ست فقر و فنا کجاست
ای یار خود نمایی با دلق میکنی
آخر ازین خیال پشیمانیت کجاست
دایم تو ذکر هو خوان باصدق دل ای یار
باهو بساز هر دم آن هوی ها کجاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş