غزل شمارهٔ ۱۲۱۳
ب بیدل دهلوی
0
Altın Yaprak
لب بی صرفه نوا جهل سبق می باشد
خامه شایان عرق در خور شق می باشد
با ادب باش که در انجمن یکتایی
دعوی باطلت اندیشه حق می باشد
بلبلان قصه مخوانید که در مکتب عشق
دفترگل پر پروانه ورق می باشد
هرکجا غیرت حسن انجمن آرای حیاست
خجلت از آینه داران عرق می باشد
در قناعت اگر ابرام نجوشد چو حباب
سکته وضع رضا سد رمق می باشد
جوع و شهوت همه جا پرده در دلکوبی ست
نغمه دهر ز قانون نهق می باشد
خون ما مغتنم گرد سر تمکین گیر
چترکوه از پر طاووس شفق می باشد
سنگ هم درکف اطفال ندارد آرام
دور مجنون چقدر سست نسق می باشد
ورق جود کریمان جهان برگردید
نان محتاج کنون پشت طبق می باشد
بید ل از خلق جهان عشوه خوبی نخوری
غازه چهره این قوم به حق می باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş