غزل شمارهٔ ۱۱۸
ا ابن حسام خوسفی
0
Altın Yaprak
رخ زرد از آن روی شویم به اشک
که تا آبرویی بجویم به اشک
از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی
که باشد کند شستو شویم به اشک
چو بر کشته ی خویشتن بگذری
بر آور یکی آرزویم به اشک
عبیری برآموی بر من به موی
گلابی بر افشان به رویم به اشک
بر آنم که بر ره نمانم غبار
که سقای آن خاک کویم به اشک
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş