شمارهٔ ۱۹۹
ف فصیحی هروی
0
Altın Yaprak
ما روزی حیات بجز خون نمی دهیم
دردسری به صد می گلگون نمی دهیم
ما تو أمیم با گل رعنا درین چمن
کز خون پریم و رنگ به بیرون نمی دهیم
خاکستر دویی چو محبت به باد داد
آیینه را ز رشک به مجنون نمی دهیم
دریاکشان تشنه لبیم و ز جوی دل
خون می خوریم و زحمت جیحون نمی دهیم
از خون مرگ شربت ما داد عشق دوست
دردسر علاج فلاطون نمی دهیم
زین کاروان درد که در دل گشود بار
باج حیات غیر شبیخون نمی دهیم
دل خوش نمی کنیم فصیحی ز آسمان
می خویش را ز ساغر وارون نمی دهیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş