شمارهٔ ۱۲۳
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
دل نشد بابت هرجایی خویش
تن ندادیم به رسوایی خویش
سرو بنشست به پیش قد او
منفعل خاست ز رعنایی خویش
عارش آمد که نگاهی بکند
سخت نازید به زیبایی خویش
رحم کن بر من و بی داد مکن
ناتوانم به توانایی خویش
خاک روبی درت را خاقان
صلح کرده است به دارایی خویش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş