شمارهٔ ۱۸
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
تو را به صحبت دیو ای پری چه آهنگ است
اگر ملک شودت هم نشین از او ننگ است
سراغ گمشده دل کردم ای صنم چندان
اشاره کرد به آن طره ای که شب رنگ است
مرا چه روز و چه شب حال من چه می پرسی
ز دوری تو شب و روز من به یک رنگ است
دلم به پیش تو و مهر تو به پیش من است
میانه من و تو گر هزار فرسنگ است
ز آه و ناله خاقان به روز و شب آخر
دل تو نرم نشد جان من مگر سنگ است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş