شمارهٔ ۵۵
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
از قید توام چه باک صیاد
آزادان کاو به دامت افتاد
تو پادشهی به کشور حسن
پیش که برم ز دست تو داد
ما را همه دم به خاطری تو
یک بار مرا نمی کنی یاد
زاین سان که تو رو نمی نمایی
هستی تو پری نه آدمیزاد
ای روی تو رشک لاله و گل
وی قد تو به ز سرو و شمشاد
قربان سرت هزار شیرین
حیران رخت هزار فرهاد
تا کی ندهی تو کام خاقان
تا چند کند فغان و فریاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş