شمارهٔ ۵۶
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
ترک پری چهره ام مست و خرامان رسید
باز پی قتل من برزده دامان رسید
باز به یعقوب دل مژده وصلی رسید
کز طرف مصر جان یوسف کنعان رسید
ماه قصب پوش من از غم دوری تو
ناله و زاری من باز به کیوان رسید
بر سر بیمار خود آمد و بنشست و رفت
زآمدن و رفتنش عمر به پایان رسید
چون خبر مردنم گوش زد یار شد
مویه کنان آمد و طره پریشان رسید
عمر دگر باره یافت کشته هجران او
یار وفادار چون بر سر خاقان رسید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş