شمارهٔ ۶۵
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
دلا دیدی به من آن مه چه ها کرد
به پاداش وفا آخر جفا کرد
دم مردن به بالین من آمد
پس از عمری جفا یک دم وفا کرد
نمرده است و نمیرد هرگز آن کس
که در راه وفا جان را فدا کرد
ز کف سر رشته عمر ابد داد
کسی کآن طره کاکل رها کرد
نبیند خیر کاو در روز اول
مرا با چون تو ظالم آشنا کرد
دلم بگرفت و بشکست و بینداخت
شکسته بال و پر مرغی رها کرد
به خاقان تا توانست آن جفاجو
جفا کرد و جفا کرد و جفا کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş