شمارهٔ ۷۱
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
چو چشم مست تو از می خراب خواهد شد
دلم بر آتش حسرت کباب خواهد شد
بیا بیا که اگر نه ز فرقتت یارا
فلک به بحر سرشکم حباب خواهد شد
ز سینه گر ز فراقت برآورم آهی
سیه ز دود دلم آفتاب خواهد شد
ز آب دیده و از سوز سینه ام آخر
سراب قلزم و قلزم سراب خواهد شد
مکن جفا که به روز جزا یقین دانم
که بی حساب تو با ما حساب خواهد شد
سرشک دیده چو توفان نوح می بینم
حذر کنید که عالم خراب خواهد شد
ز سیل گریه خاقان ز حادثات فراق
دوباره روی زمین غرق آب خواهد شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş