شماره ۸
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
زایر خانه حق دردکشان
از حرم پیرمغان می آید
بسته زنار و گسسته تسبیح
دل و دین داده به جان می آید
رو نهاده است به اسلام ز کفر
هر قدم شکرکنان می آید
تا کند چهره ز می گلناری
طلب هر دو جهان می آید
به بر پیر مغان مژده برید
شیخ ما نعره زنان می آید
بس که از چرخ جفا دیده به عجز
پیش ساقی به امان می آید
عمر را کرده به تقوی ضایع
این دم افسوس کنان می آید
داده سجاده برهمن می ناب
شحنه را طعنه زنان می آید
می رسد مست نگه کن خاقان
دل و دین داده چه سان می آید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş