شمارهٔ ۸۰
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
دل به هوای وصل تو یاد وطن نمی کند
جان عزیز من چرا میل بدن نمی کند
بر سر خاک من گذر بعد وفات من نگر
کیست که خاک پای تو زیب کفن نمی کند
ثانی مشک خط تو عنبر تر نمی شود
نکهت چین زلف تو مشک ختن نمی کند
بیژن دل به چاه غم کشته ز جور تو نگون
جور و سیاست تو را پور پشن نمی کند
رفت بهار و شد خزان کس نرود به بوستان
ناله بلبل حزین زاغ و زغن نمی کند
از سخنان من یقین فتوی قتل من دهد
شکر که شیخ شهر ما فهم سخن نمی کند
خاقان دانی از چه رو سوی چمن نمی رود
جلوه سرو ناز من میل چمن نمی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş