شمارهٔ ۸۴
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
آخر این بنده خدایی دارد
آخر این درد دوایی دارد
هر که بیند دل ویران مرا
که در آن مهر تو جایی دارد
گوید این خانه که ویران شده است
چه عجب خانه خدایی دارد
هر که بر چشم سیه مست تو دید
گفت کاین فتنه بلایی دارد
می کشد ناله دل سوی تو جان
جان من راهنمایی دارد
گفتمش ترک ختا پیش از قتل
تا بگویند خطایی دارد
شور تو بر سر خاقان افتاد
کز شهی بیش هوایی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş