شمارهٔ ۱۶۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
گر نگه رد شد ز من تیر تغافل در پی است
بهره ای گلچین ازین گل ها که چیدی کی بری
هر یکی را صد هزاران چشم بلبل در پی است
یا سر زلف تو یا بیداد گردون یا رقیب
هر کجا رفتم مرا دست تطاول در پی است
یار می آید خرامان و رقیبش پیش پیش
جای رنجش نیست یاران خار را گل در پی است
غم مخور فیاض اگر از بزم او گشتی جدا
سهل باشد هر ترقی را تنزل در پی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş