شمارهٔ ۱۷۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
گستاخ گو مرو به سوی جلوه گاه دوست
با خون صد شهید به میزان برابرست
خونی که صرف آبله گردد به راه دوست
ناز سپیده دم چه کشم چون برآمدست
خورشید من ز مشرق زلف سیاه دوست
روز جزا اگر طلب خون خود کنم
عالم بود گواه من و من گواه دوست
فیاض جرم بی گنهی قاتل تو شد
روز جزا بس است همین عذرخواه دوست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş