شمارهٔ ۱۹۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
یا بمن خود را ازین بیگانه تر بایست داشت
یا مرا با خویش یکرنگانه تر بایست داشت
من که جستم دانه ریزی ها چه تأثیرم کند
صید را در دام غمخوارانه تر بایست داشت
عقل غارت کرده تر چندان که لطف آماده تر
پاره ای دیوانه را دیوانه تر بایست داشت
پنجة بی طاقتی برتافت آخر زور صبر
اندکی این خانه را ویرانه تر بایست داشت
بر تو دست این دشمنان از دوستی ها یافتند
خویش را زین محرمان بیگانه تر بایست داشت
خواستی از روی معنی جا کنی در طبع من
پاس این صورت ترا رندانه تر بایست داشت
یا ترا یک پیرهن یارانه تر بایست بود
یا مرا یک پرده بی تابانه تر بایست داشت
خویش داری ها عجب مردانه صیدم کرده بود
حیف صیدی این چنین مردانه تر بایست داشت
شعله را سوز از پر پروانه افزون تر خوشست
شمع را فیاض ازین پروانه تر بایست داشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş