شمارهٔ ۲۳۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
که کرده اند برای کسی بلند این کاخ
عجب که کام خود از آسمان توانی دید
که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ
اثر ندارد هر چند گوش گردون را
به دست ناله دریدیم پرده های صماخ
سرایتی به دل نازک تو نتواند
اگر چه گریة من سنگ می کند سوراخ
گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیاض
چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş