شمارهٔ ۳۲۸
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
وین روزگار تیرة ما روزگار شد
پیمان ناشکستة ما با تو تازه گشت
عهد نبستة تو به ما استوار شد
با دانه های جوهر تیغ تو دل خوش است
این آب و دانه مرغ مرا سازگار شد
گلگونه ای برای عروس خزان نماند
رنگی که داشت گل همه صرف بهار شد
فیاض را نوید وصال تو زنده کرد
چشمی که هم نداشت برای تو چار شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş